احسانحُسنانی
مدرس اسکین کر و مراقبت از پوست
برای اطلاع از سرفصلهای
پکیج آموزشی
مراقبت از پوست و مو، کلمه پکیج را با واتسپ به شماره 09101971690 بفرستید.
چکیده: مبانی شیمی آرایشی بهداشتی. مفهوم آبدوست و آبگریز، ترکیبات قطبی و غیر قطبی، اسید آمینه، پپتید، پروتئین، امولسیون، شوینده، مایسل، لیپوزوم
لایه بازال از یک ردیف سلول تقریبا چهار وجهی (شبه مکعبی) تشکیل شده که دارای میتوکندری فراوان و دستگاه گلژی تکامل یافته است.
2- مایسل = Micelle میسل، مایسل کلاژن برای پوست نقش آرماتور را دارد. میسل ها، مایسل ها
micelles, micelle, aggregate of surfactant molecules that arrange themselves in a spherical form in aqueous solutions = میسل، مایسل، تجمع مولکول های سورفکتانت که به شکل کروی در محلول آبی
The dermal papillae (DP) are small, nipple-like extensions of the dermis into the epidermis. = درمال پاپیلا، برآمدگی های درم به داخل اپیدرم
papillary layer = the first layer of dermis located beneath epidermis and above the reticular layer = لایه پاپیلاری = اولین لایه درم که زیر اپیردم و بالای درم رتیکولار قرار گرفته است
stratum spinosum layer of the epidermis that is located between stratum granulosum and stratum germinativum = استراتوم اسپینوزوم لایه ای از اپیدرم است که بین لایه دانه دار و بازال قرار گرفته است
epidermis
ایپدرم، روپوست
epidermis2
اپیدرمیس
papillary layer = the first layer of dermis located beneath epidermis and above the reticular layer
لایه پاپیلاری = اولین لایه درم که زیر اپیردم و بالای درم رتیکولار قرار گرفته است
stratum spinosum layer of the epidermis that is located between stratum granulosum and stratum germinativum
استراتوم اسپینوزوم لایه ای از اپیدرم است که بین لایه دانه دار و بازال قرار گرفته است
massage is a relaxing way to introduce essential oils to the body
ماساژ یک روش آرامش بخش برای وارد کردن اسانس روغنی به داخل بدن است
pure essential oils are naturally occuring substances found in different parts of the plant
اسانس روغنی خالص، ماده طبیعیست که در قسمت های مختلف گیاهان یافت می شود
8- لیپوزوم = Liposome لیپوزوم لیپوزوم، میکرو کپسول یا کیسه های ساخته شده از مواد چرب (فسفولیپیدها) که به راحتی توسط پوست جذب می شوند.
9- دو خصلتی = Amphiphilic دو خصلتی، مشخصه آمفی فیلیکی ، مسئول خاصیت امولسیون کنندگی فسفولیپیدها است.
biosurfactants, amphiphilic compounds produced on living surfaces = بیوسورفکتانت ها، ترکیبات آمفی فیلی (دو خصلتی) که توسط ارگانیسم های سطحی تولید می شوند
13- سورفکتانت = Surfactant سورفکتانت، ماده فعال سطحی apply to damp hair and lather = روی موی نمدار مالیده و کف تشکیل دهید سورفکتانت، ماده فعال سطحی
biosurfactants = بیوسورفکتانت ها
surfactant-free = محصولات فاقد سورفکتانت
surfactant or emulsifier = سورفکتانت یا امولسیفایر
biosurfactants, amphiphilic compounds produced on living surfaces = بیوسورفکتانت ها، ترکیبات آمفی فیلی (دو خصلتی) که توسط ارگانیسم های سطحی تولید می شوند
micelles, micelle, aggregate of surfactant molecules that arrange themselves in a spherical form in aqueous solutions = میسل، مایسل، تجمع مولکول های سورفکتانت که به شکل کروی در محلول آبی
calibrated selection of phospholipids = انتخاب كالیبره شده فسفولیپیدها
A specific ratio oil/water/phospholipids = نسبت ویژه روغن به آب به فسفولیپید
15- کورنئوسیت = Corneocyte کورنئوسیت، سلول های مرده لایه شاخی کورنئوسیت ها either with sunscreen or other appropriate measures, like covering exposed skin corneocytes1 = کورنئوسیت ها ترکیب ضد قارچ و ماده ضد شوره corneocyte flakes = پوسته های کورنئوسیت
corneocyte cohesion = چسبندگی کورنئوسیت ها
cluster of corneocytes = خوشه هایی از سلول های کورنئوسیت
nucleus free corneocytes = کورنئوسیت های بدون هسته سلولی
Peptide = short chains of amino acids = پپتیدها = رشته های کوتاه از اسیدهای آمینه
amino acids
اسیدهای آمینه
18- فیبروبلاست = Fibroblast فیبروبلاست فیبروبلاست the amount of UV radiation that will produce minimal erythema (sunburn or redness) within a few hours following exposure. human fibroblastic collagenase = کلاژناز فیبروبلاست انسان
fibroblasts, a cell in connective tissue which produces collagen and other fibres = فیبروبلاست ها، سلول های بافت پیوندی که کلاژن و فیبرهای دیگر تولید می کنند