6- ساقه مو = Hair Shaft
Hair shaft
ساقه مو؛ بخش قابل مشاهده مو در خارج از پوست که از کراتین ساخته شده و میتواند در اختلالات ساختاری دچار شکنندگی، پیچخوردگی یا شکستگی شود.
Hair shafts
ساقههای مو؛ بخشهای قابل مشاهده مو خارج از سطح پوست که از کراتین ساخته شدهاند و از نظر قطر، رنگ، شکستگی، مدولا و ناهنجاریهای ساختاری در تریکوسکوپی ارزیابی میشوند.
Distal hair shaft
ساقه موی دیستال؛ قسمت دورتر ساقه مو نسبت به پوست سر یا ریشه، شامل بخشهای میانی تا انتهایی تار مو.
Hair shaft deposits
رسوبات ساقه مو؛ مواد خارجی، کراتینی، پوستهای یا دارویی که روی ساقه مو تجمع مییابند و ممکن است در تریکوسکوپی دیده شوند.
Hair shaft features
ویژگیهای ساقه مو؛ خصوصیات قابل مشاهده ساقه مو مانند قطر، رنگ، شکستگی، پیچخوردگی، شکل انتها، گرهها یا ناهنجاریهای ساختاری.
Hair shaft fracture
شکست ساقه مو؛ قطع یا گسیختگی ساختار ساقه مو در یک نقطه مشخص که میتواند در تریکوسکوپی به شکل موهای شکسته یا انتهای ریشریش دیده شود.
Hair shaft's cortex
کورتکس ساقه مو؛ لایه اصلی و ضخیم ساقه مو زیر کوتیکول که حاوی کراتین و رنگدانه است و استحکام، رنگ و شکل مو را تعیین میکند.
Proximal hair shaft
ساقه موی پروگزیمال؛ بخش نزدیک به پوست سر یا ریشه در تار مو که در بسیاری از اختلالات شکنندگی و آلوپسیها محل تغییرات مهم است.
Flattened hair shaft
ساقه موی تختشده؛ ساقه مویی که بهجای شکل گرد، پهن یا مسطح دیده میشود و میتواند با پیچخوردگی محوری در پیلی تورتی یا برخی ناهنجاریهای ساقه مو همراه باشد.
Hair shaft disorders
اختلالات ساقه مو؛ گروهی از بیماریها یا آسیبهای مادرزادی و اکتسابی که ساختار ساقه مو را تغییر میدهند و میتوانند باعث شکنندگی، شکستگی، پیچخوردگی یا ظاهر غیرطبیعی مو شوند.
Hair shaft fragility
شکنندگی ساقه مو؛ کاهش مقاومت مکانیکی مو که باعث شکستگی آسان، موهای کوتاه، دوشاخهشدن یا ریشریششدن ساقه میشود.
Encircle the hair shaft
ساقه مو را احاطه کردن؛ قرار گرفتن یک ساختار بهصورت حلقهای یا غلافمانند دور تار مو، مانند کستهای مو یا برخی رسوبات کراتینی.
Hair shaft abnormalities
ناهنجاریهای ساقه مو؛ اختلالات ساختاری مو که باعث شکنندگی، تغییر شکل، گره، پیچخوردگی، شکستگی یا ظاهر غیرطبیعی مو میشوند.
Normal Caucasian hair shafts
ساقههای موی طبیعی قفقازی؛ موهایی که معمولاً قطر نسبتاً یکنواخت، شکل منظم و رنگ نسبتاً ثابت دارند و در بسیاری از موارد مدولای پیوسته یا منقطع در آنها قابل مشاهده است.
Tightly bound to hair shafts
محکم چسبیده به ساقههای مو؛ حالتی که در آن ساختارهایی مانند رشکها یا ندولهای پیدرا بهراحتی از مو جدا یا جابهجا نمیشوند.
Residue of destroyed hair shafts
بقایای ساقههای موی تخریبشده؛ قطعات خردشده یا پودری مو که پس از شکستگی، عفونت قارچی، التهاب یا دستکاری مکانیکی باقی میمانند.
Central splitting of the hair shaft
شکاف مرکزی ساقه مو؛ جدا شدن یا ترکخوردگی در مرکز ساقه مو که میتواند در برخی اختلالات شکنندگی مو یا آسیب مکانیکی دیده شود.
Mechanical stress to the hair shaft
استرس مکانیکی به ساقه مو؛ فشار، کشش، اصطکاک، شانهکردن شدید، بستن محکم مو یا دستکاری مکرر که باعث آسیب کوتیکول، شکستگی و موخوره میشود.
Hair shaft studded with black stones
ساقه موی پوشیده از دانههای سیاه؛ توصیف کلاسیک پیدرای سیاه که در آن ندولهای سخت و تیره مانند سنگریزههای سیاه روی ساقه مو قرار گرفتهاند.
Longitudinal splitting of the distal hair shaft
شکاف طولی بخش دیستال ساقه مو؛ جدا شدن طولی الیاف ساقه مو در قسمت انتهایی مو که معمولاً بهصورت موخوره یا split ends دیده میشود.
Hair shaft disorders associated with hair fragility
اختلالات ساقه مو همراه با شکنندگی؛ گروهی از بیماریهای مادرزادی یا اکتسابی که باعث ضعف ساختار مو و شکستگی آسان میشوند.