چکیده: پیاز مو بخش پیازی شکل ریشه مو است. بخش میانی پیاز مو به سمت داخل فرو رفته و برآمدگی های درم را احاطه می کند.
نویسنده:
احسانحُسنانی
مدرس اسکین کر و مراقبت از پوست
برای اطلاع از سرفصلهای
پکیج آموزشی
مراقبت از پوست و مو، کلمه پکیج را با واتسپ به شماره 09101971690 بفرستید.
پیاز مو
بخش پیازی شکل ریشه مو را پیاز مو می گویند. بخش وسط پیاز مو به سمت داخل فرو رفته و درمال پاپیلا را احاطه می کند.
درمال پاپیلا حاوی مویرگ و رشته های عصبی بوده، مواد مغذی و اکسیژن توسط درمال پاپیلا جذب شده و برای ساخته شدن و رشد مو استفاده می شود. سلول های مو که با درمال پاپیلا تماس دارند، ماتریس مو نامیده می شوند. این سلول ها مسئول ساخت مو هستند. به عبارت دیگر، ماتریس مو، مواد مغذی و اکسیژن دریافتی از مویرگ های درمال پاپیلا را جذب نموده و موزایی می کند و برای تقسیم سلولی استفاده می کند. سلول های ملانوسیت که وظیفه ساخت ملانین مو را دارند، بخشی از ماتریس مو می باشند. شکل زیر، یک مدل بزرگنمایی شده از پیاز مو را نشان می دهد.
خطی که در قطر بزرگ بیضی پیاز مو رسم شده را خط بحرانی اوبر می نامند. این خط، مرز بین بخش بالایی و پایینی پیاز مو را تعیین می کند. بخش پایینی پیاز مو در واقع ماتریس مو می باشد که حاوی سلول های در حال تکثیر و متمایز نشده است. تقریباً همه تقسیمات سلولی در نیمه پایینی پیاز مو صورت می گیرد و تقریبا در نیمه بالایی پیاز مو، عمل تکثیر اتفاق نمی افتد.
خط بحرانی اوبر
سلول های ماتریس مو که به طرف نیمه بالایی پیاز مو حرکت می کند، ساقه مو را تشکیل می دهد. آنها رشد می کنند، تکثیر می شوند و مدولا، کورتکس، کوتیکول، غلاف داخلی ریشه مو که از کراتین ساخته شده را تشکیل می دهد. این فرایند شباهت بسیاری با فرایندی دارد که در لایه شاخی پوست اتفاق می افتد. در آنجا نیز، کراتینوسیت های لایه زیرین اپیدرم به طور پیوسته تکثیر شده و به طرف بیرونی سطح مو حرکت می کنند. کراتینوسیت های اپیدرم مسئول فرایند کراتین سازی نرمال هستند و نهایتاً به سلول های کراتین تبدیل می شوند که همگی شبیه یکدیگرند. در فرایند کراتین سازی، همه سلول ها شبیه هم نیستند. سلول های مدولا، کورتکس، کوتیکول و غلاف داخلی ریشه مو به سلول هایی که مورفولوژی خاصی دارند تبدیل می شوند و هر یک نوع خاصی از کراتین هستند.
سلول های کورتکس به تدریج به سمت بالا حرکت می کنند و به صورت فنری طولشان زیاد شده و کراتینیزه می شوند. ضمن اینکه این رشته ها به همدیگر تنیده شده و توده های فیبری تشکیل می دهند. سلول های کوتیکول یک لایه منفرد از سلول هایی است که در ماتریس مو تشکیل شده و به سمت بالای پیاز مو حرکت نموده و بالاتر می رود. تقریباً در بخش وسطی قسمت بالای پیاز مو، سلول های کوتیکول شروع به رشد می کنند. در فوقانی ترین بخش بالایی پیاز مو محور طولی سلول ها به سمت خط عمود بر محور فولیکول مو متمایل می شود. وقتی سلول ها تقریباً به فاصله یک سوم بالای فولیکول مو رسیدند لبه بیرونی سلول های کوتیکول تغییر جهت داده، از حالت افقی به حالت عمودی قرار گرفته و مانند پولک های ماهی همدیگر را می پوشاند. سلول های کوتیکول وقتی به نیمه فولیکول می رسند، تقریبا تغییر ساختار و تغییر جهتشان کامل شده است. در این نقطه هسته سلول از دست رفته و در تماس مستقیم با سلول های کورتکس قرار می گیرد.
مدولای غایب؛ نبود لایه مرکزی قابل مشاهده در ساقه مو که در موهای نازک، ولوس یا غیرمدولاد طبیعیتر است.
Non-medullated
فاقد مدولا؛ ساقه مویی که لایه مرکزی یا مغز مو در آن دیده نمیشود، حالتی که در موهای نازک، ولوس یا برخی موهای طبیعی ظریف میتواند مشاهده شود.
Devoid of medulla
فاقد مدولا؛ نبود لایه مرکزی ساقه مو در یک بخش خاص، مانند نواحی بینگرهی در مونیلتریکس که ممکن است مدولا نداشته باشند.
Continuous medulla
مدولای پیوسته؛ لایه مرکزی ساقه مو که بهصورت خط یا ستون ممتد در طول مو دیده میشود و در موهای ضخیمتر یا ترمینال شایعتر است.
Fragmented medulla
مدولای قطعهقطعه؛ الگوی مدولا با بخشهای کوتاه و پراکنده که در طول ساقه مو جدا جدا دیده میشوند و در ارزیابی میکروسکوپی یا تریکوسکوپی ساقه مو توصیف میشود.
Interrupted medulla
مدولای منقطع؛ مدولایی که در طول ساقه مو بهصورت بخشهای جدا از هم و نه کاملاً پیوسته دیده میشود و میتواند در موهای طبیعی نیز مشاهده شود.
ساقه مو؛ بخش قابل مشاهده مو در خارج از پوست که از کراتین ساخته شده و میتواند در اختلالات ساختاری دچار شکنندگی، پیچخوردگی یا شکستگی شود.
Hair shafts
ساقههای مو؛ بخشهای قابل مشاهده مو خارج از سطح پوست که از کراتین ساخته شدهاند و از نظر قطر، رنگ، شکستگی، مدولا و ناهنجاریهای ساختاری در تریکوسکوپی ارزیابی میشوند.
Distal hair shaft
ساقه موی دیستال؛ قسمت دورتر ساقه مو نسبت به پوست سر یا ریشه، شامل بخشهای میانی تا انتهایی تار مو.
Hair shaft deposits
رسوبات ساقه مو؛ مواد خارجی، کراتینی، پوستهای یا دارویی که روی ساقه مو تجمع مییابند و ممکن است در تریکوسکوپی دیده شوند.
Hair shaft features
ویژگیهای ساقه مو؛ خصوصیات قابل مشاهده ساقه مو مانند قطر، رنگ، شکستگی، پیچخوردگی، شکل انتها، گرهها یا ناهنجاریهای ساختاری.
Hair shaft fracture
شکست ساقه مو؛ قطع یا گسیختگی ساختار ساقه مو در یک نقطه مشخص که میتواند در تریکوسکوپی به شکل موهای شکسته یا انتهای ریشریش دیده شود.
Hair shaft's cortex
کورتکس ساقه مو؛ لایه اصلی و ضخیم ساقه مو زیر کوتیکول که حاوی کراتین و رنگدانه است و استحکام، رنگ و شکل مو را تعیین میکند.
Proximal hair shaft
ساقه موی پروگزیمال؛ بخش نزدیک به پوست سر یا ریشه در تار مو که در بسیاری از اختلالات شکنندگی و آلوپسیها محل تغییرات مهم است.
Flattened hair shaft
ساقه موی تختشده؛ ساقه مویی که بهجای شکل گرد، پهن یا مسطح دیده میشود و میتواند با پیچخوردگی محوری در پیلی تورتی یا برخی ناهنجاریهای ساقه مو همراه باشد.
Hair shaft disorders
اختلالات ساقه مو؛ گروهی از بیماریها یا آسیبهای مادرزادی و اکتسابی که ساختار ساقه مو را تغییر میدهند و میتوانند باعث شکنندگی، شکستگی، پیچخوردگی یا ظاهر غیرطبیعی مو شوند.
Hair shaft fragility
شکنندگی ساقه مو؛ کاهش مقاومت مکانیکی مو که باعث شکستگی آسان، موهای کوتاه، دوشاخهشدن یا ریشریششدن ساقه میشود.
Encircle the hair shaft
ساقه مو را احاطه کردن؛ قرار گرفتن یک ساختار بهصورت حلقهای یا غلافمانند دور تار مو، مانند کستهای مو یا برخی رسوبات کراتینی.
Hair shaft abnormalities
ناهنجاریهای ساقه مو؛ اختلالات ساختاری مو که باعث شکنندگی، تغییر شکل، گره، پیچخوردگی، شکستگی یا ظاهر غیرطبیعی مو میشوند.
Normal Caucasian hair shafts
ساقههای موی طبیعی قفقازی؛ موهایی که معمولاً قطر نسبتاً یکنواخت، شکل منظم و رنگ نسبتاً ثابت دارند و در بسیاری از موارد مدولای پیوسته یا منقطع در آنها قابل مشاهده است.
Tightly bound to hair shafts
محکم چسبیده به ساقههای مو؛ حالتی که در آن ساختارهایی مانند رشکها یا ندولهای پیدرا بهراحتی از مو جدا یا جابهجا نمیشوند.
Residue of destroyed hair shafts
بقایای ساقههای موی تخریبشده؛ قطعات خردشده یا پودری مو که پس از شکستگی، عفونت قارچی، التهاب یا دستکاری مکانیکی باقی میمانند.
Central splitting of the hair shaft
شکاف مرکزی ساقه مو؛ جدا شدن یا ترکخوردگی در مرکز ساقه مو که میتواند در برخی اختلالات شکنندگی مو یا آسیب مکانیکی دیده شود.
Mechanical stress to the hair shaft
استرس مکانیکی به ساقه مو؛ فشار، کشش، اصطکاک، شانهکردن شدید، بستن محکم مو یا دستکاری مکرر که باعث آسیب کوتیکول، شکستگی و موخوره میشود.
Hair shaft studded with black stones
ساقه موی پوشیده از دانههای سیاه؛ توصیف کلاسیک پیدرای سیاه که در آن ندولهای سخت و تیره مانند سنگریزههای سیاه روی ساقه مو قرار گرفتهاند.
Longitudinal splitting of the distal hair shaft
شکاف طولی بخش دیستال ساقه مو؛ جدا شدن طولی الیاف ساقه مو در قسمت انتهایی مو که معمولاً بهصورت موخوره یا split ends دیده میشود.
Hair shaft disorders associated with hair fragility
اختلالات ساقه مو همراه با شکنندگی؛ گروهی از بیماریهای مادرزادی یا اکتسابی که باعث ضعف ساختار مو و شکستگی آسان میشوند.